شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوهی که از دوری محبوبش بر دل دارد، میپردازد. او از عدم توجه و روی گردانی محبوبش شکایت میکند و نمیداند چرا چنین رفتاری از او مشاهده کرده است. شاعر درگیر احساسات عمیق خود است و به زیبایی محبوبش اشاره میکند که چقدر بر دل و جانش تأثیرگذار بوده است. او به یاد میآورد که دیگران نیز از زیبایی محبوبش صحبت میکنند و به نوعی به حسادت و توجه مردم به محبوبش اشاره دارد. در نهایت، شعر بیانگر عاشقانهای پر از احساس و درد ناشی از عشق و دوری است.
امروز چه بودش که ز من روی نهان داشتسراز چه سبب بر من بیچاره گران داشت
هوش مصنوعی: امروز چه چیزی بود که او از من پنهان کرد و به چه دلیلی بر من بیچاره فشار آورد؟
ناکرده گنه باز ز من روی نهان کردمن هیچ نمیدانم او را که بر آن داشت
هوش مصنوعی: بیدلیل و بیگناه از من دوری میکند؛ من هیچ نمیدانم چه چیزی او را به این کار واداشته است.
یکبار بروی تو نگه کردم وایجانبنگر که بجان و دل و دیده چه زیان داشت
هوش مصنوعی: یک بار که به تو نگاه کردم، ای جان، ببین که این نگاه چه آسیبهایی به دل و جان و چشمانم زد.
دل در بر من نیست ندانم که کجا شدیارب بجهان در دل من نام و نشان داشت؟
هوش مصنوعی: دل من دیگر در دل من نیست و نمیدانم کجا رفته است. ای خدا، در این دنیا که دل من نشانی از عشق داشت، حالا چه بر سر آن آمده؟
دیده چو ترا دید درو لعل برافشاندمعذور همیدارش بیچاره همان داشت
هوش مصنوعی: چشم وقتی تو را دید، گوهری در آن افشاند. حتی اگر بیچاره هم در کنار او باشد، همان را نیز داشت.
گفتند سر زلف تو دل میبرد از خلقمن در غم دل بودم و او قصد بجان داشت
هوش مصنوعی: گفتند که زلف تو باعث میشود دلها از من بگریزد. من در اندوه دل خود بودم و او قصد داشت به جانم آسیب بزند.
گردوست همیدارمت این طرفه نباشدآری بچنین روی ترا دوست توان داشت
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو به این سادگیها نیست، اگر کسی به چنین صداقتی برسد، باید در عمق وجودش صداقت و محبت واقعی وجود داشته باشد.
زود ازمن و از تو همه این شهر بپرسندگویند نه این چشم فلانی بفلان داشت
هوش مصنوعی: زود از من و تو همه در این شهر سؤال خواهند کرد و خواهند گفت که آیا چشم فلانی به فلان شخص بود یا نه.