شمارهٔ ۷۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عاطفی عمیق شاعری است که از بیوفایی و سردی معشوق شکایت میکند. او میگوید که اگر کسی نسبت به عاشق خود بیتوجهی کند و دوستی و دشمنی را با هم قاطی کند، این کار نشاندهنده دورویی و بیاحساسی اوست. شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر کسی خود را عزیز دل دیگری میداند، باید به او احترام و محبت نشان دهد و از سختدلی و آزار او بپرهیزد. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که اگر او را دوست دارد، باید در رفتار و احساساتش صداقت داشته باشد.
تو گر سرد چندین بگوئی نشایدور آزار دلها بجوئی نشاید
هوش مصنوعی: اگر تو به طور مکرر از سردی و بیاحساسی صحبت کنی، این کار ناپسند است؛ همچنین، نباید به دنبال آزار و ناراحتی دلها باشی.
بران کو کهین دوستدار تو باشدبهر دم بپائی بپوئی نشاید
هوش مصنوعی: به کسی که دوست راستین تو است، باید هر لحظه احترام بگذاری و او را گرامی بداری، زیرا که چنین دوستی شایستهی محبت و توجه است.
گهی دوستی گاه دشمن ندانیکه این ده دلی و دوروئی نشاید
هوش مصنوعی: گاه دوست را دشمن و دشمن را دوست بشماری، زیرا این دل و این دوروییها جایز نیست.
ز تو این جفا بر دل عاشق تواگر خود همه جان اوئی نشاید
هوش مصنوعی: این که تو به دل عاشق خود جفا میکنی، با توجه به این که خودت هم تمام وجود او هستی، شایسته نیست.
چه سنگین دلی کز چنین گونه ماراجگر میخوری و نگوئی نشاید
هوش مصنوعی: دل سنگینی داری که از این کار ما را به شدت آزار میدهی و حتی نمیگویی که این رفتار ناپسند است.
تو ایدل از و خون بخون چند شوئیاگر دست از وی بشوئی نشاید؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که اگر دست از عشق و وابستگی به محبوب خود برداری، دیگر شایسته و لایق عشق و محبت نخواهی بود. در واقع، این ابراز تنهایی و دشواری جدا شدن از کسی است که عمیقاً به او وابستهای.