شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و محبت خود نسبت به معشوقهاش میپردازد. او از تاثیر وجود معشوق بر زندگیاش میگوید و تأکید میکند که حتی اگر معشوق با او بدرفتاری کند، باز هم آن را میپذیرد. عاشق در آتش عشق غرق شده و زندگی بدون معشوق را بیارزش میداند. همچنین اشاره میکند که هر قطره اشکی که به خاطر جدایی از معشوق میریزد، به خون بدل میشود. در نهایت، شاعر به دوستی معشوق با دشمنانش اشاره میکند و میگوید که اگر مرگ شیرین بود، اکنون به خاطر جدایی از معشوق، باید آن را بپذیرد.
یارب ار تو خوش درآئی چون بودنی که این از طبع تو بیرون بود
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر تو خوش و خرم بیایی، چطور ممکن است که این از طبع و ذات تو بیرون باشد؟
ذره سایه نیارد پیش توور همه خورشید بر گردون بود
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نمیتواند در برابر عظمت تو قرار بگیرد، حتی اگر تمام خورشیدهای دنیا دور تو بچرخند.
از تو دشنامی بجانی میخرمزانکه دشنام تو هم موزون بود
هوش مصنوعی: من از تو به خاطر دشنامی که میدهی دلخور نمیشوم، زیرا این دشنام هم چون بقیه سخنان تو زیبا و موزون است.
بی تو اندر آتش دل غرقه امزندگانی بی تو زرین به چون بود
هوش مصنوعی: بدون تو در آتش دل غرق شدم، زندگی بدون تو چگونه میتواند طلاگونه باشد؟
در فراقت آب دیده صرف شدبعد ازین هر قطره کاید خون بود
هوش مصنوعی: در دوری تو، اشکهای من تمام شد و از این به بعد هر قطرهای که بریزد، به جای آب، خون خواهد بود.
دوستی با دشمنانم میکنیمرگ اگر شیرین بود اکنون بود
هوش مصنوعی: تو با دشمنان من دوستی میکنی، اگر مرگ میتوانست شیرین باشد، الان باید اینگونه باشد.