شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: این متن دعوت به شادی و نواختن موسیقی دارد. شاعر از ترک (به احتمال به معنای نوازنده) میخواهد که با چنگ خود آهنگی زیبا بنوازد و آواز سر دهد. او درباره حال مستی و شرم اشاره میکند و از عشق و رازهای نهان خود سخن میگوید. شاعر میگوید که اگر عشق و محبوبش نبود، رنگ رخسار و آب چشمش فاشکننده غم او میشد. در کل، متن بر حس عشق، مستی و موسیقی تمرکز دارد.
ای ترک بیا و چنگ بنوازآهنگ بگیر و برکش آواز
هوش مصنوعی: ای ترک، بیا و چنگ را بنواز، آهنگ را بگیر و آواز را بلند کن.
چون مست شدی هنوز هم شرم؟از دست شدم هنوز هم ناز؟
هوش مصنوعی: وقتی که دچار نشئه شدی، چرا هنوز هم خجالت میکشی؟ من که در حال از دست رفتن هستم، هنوز هم ناز و افاده داری؟
چون چنگ تو زان خمیده پشتمتا روی بروی تو نهم باز
هوش مصنوعی: وقتی که دستانت به سمت من دراز میشود، من هم از قوس کمرم میگذارم تا بتوانم به تو نزدیکتر شوم.
برکش زتنم اگر رگی نیستاندر همه پرده یا تو دمساز
هوش مصنوعی: اگر در هیچ کجای وجودم رگی برای زندگی و احساس وجود ندارد، مرا از این بدن رها کن، زیرا تو تنها همدم منی.
چندین مزنم اگر نه چنگمور میزنیم نخست بنواز
هوش مصنوعی: اگر چندین ضربه بزنم و نتوانم نغمهای زیبا بیفزايم، بهتر است ابتدا نوازش و تلطیفی کنم.
گفتی تو که عشق من نهاندارمگذار که فاش گردد این راز
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که عشق من را پنهان نگهدار و نگذار که این راز آشکار شود.
نگذاشتمی اگر نبودیرنگ رخ و آب دیده غماز
هوش مصنوعی: اگر تو نبودی، رنگ صورت و اشک چشمم را نمیگذراندم.