شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: در این غزل شاعر به عشق و زیباییها اشاره میکند و نشان میدهد که حتی در دل غمها و گریهها، قادر به خندیدن و شادی کردن است. او به زیباییهای طبیعت و محبوبش اشاره کرده و میگوید که وقتی محبوبش جلوه میکند، او به قد و قامت سرو در چمن میخندد. با وجود درد و رنج عشق، او به خوشی و خنده اهمیت میدهد و حتی بر سخنان عاشقانهاش میخندد. شاعر به این نکته میرسد که نمیخواهد تحت تاثیر غمها قرار گیرد و به جای گریه، خنده را انتخاب میکند. در نهایت، او نماد یک عاشق است که با وجود مصائب عشق، همچنان به زندگی و شادی ادامه میدهد.
در رخ یار خویشتن خندمبرگل و لاله و سمن خندم
هوش مصنوعی: من در چهره محبوبم میخندم و برای گل، لاله و سمن نیز لبخند میزنم.
هرگه آن سر و قد خرام کندبر قد سرو در چمن خندم
هوش مصنوعی: هر بار که آن شخص با elegance و زیبایی خود وارد میشود، من در چمنزار مثل یک سرو به شادی میافتم.
گفتم از عشق خون همی گریمگفت من بر چنین سخن خندم
هوش مصنوعی: گفتم از عشق اشک میریزم، او در پاسخ گفت به چنین حرفی میخندم.
تاکی ازدوست رغم دشمن راچون بباید گریستن خندم
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دوست ناراحتی و دشمنی وجود دارد، من چگونه باید گریه کنم، در حالی که میخندم؟
گوئی از ظن بیهده مگریچون توی گریی چه سود، من خندم
هوش مصنوعی: انگار از روی باورهای بیپایه و بیاساس تو، اگر تو به خاطر من گریه کنی، چه فایدهای دارد؟ من فقط میخندم.
تو بصد دیده میگری چو نشمعتا چو گل من بصد دهن خندم
هوش مصنوعی: تو با صد چشم به من نگاه میکنی مثل شمعی که نورش را میپراکند، در حالی که من با صد لبخند مثل گلی شاداب میخندم.
من مسکین بدست چو نتو حریفگر نگریم بخویشتن خندم
هوش مصنوعی: من آدم سادهای هستم و اگر تو به من توجه کنی، میتوانم به خودم بخندم.