شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساس دلتنگی و ناامیدی شاعر اشاره دارد. شاعر از امیدهایی که در گذشته داشته و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید، اما اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو شده است. او به یاد روزهایی میافتد که در کنار معشوق زندگی شاد و پررنگی داشته است، اما حالا این روزها به پایان رسیده و او باید با غم و اندوه کنار بیاید. شاعر به طعنه به معشوق میگوید که او اکنون در کنار دیگری خوشبخت است و او تنها و بیقرار باقی مانده است. در نهایت، او به قهر روزگار و از دست دادن شادابی گذشته خود اشاره میکند.
برداشتیم دل ز امیدی که داشتیمبر برنداشتیم ز تخمی که کاشتیم
هوش مصنوعی: ما امیدهایی که داشتیم را کنار گذاشتیم، اما از نتایجی که به دست آوردیم، غافل نشدیم.
آنخود چه روز بود که در وصل میگذشتوان خود چه عیش بود که ما میگذاشتیم
هوش مصنوعی: چه روز شگفتانگیزی بود که در کنار هم بودیم و چه لذت بزرگی داشتیم که آن لحظات را سپری میکردیم.
آن روزگار رفت که در دولت وصالسر زافتاب و ماه همی برفراشتیم
هوش مصنوعی: آن زمان که در دوران خوشی و اتحاد بودیم، همیشه بالای سرمان خورشید و ماه را میدیدیم.
و اکنون که هست میل تو از ما بدیگریباطل شد آن حساب و بیخ برنگاشتیم
هوش مصنوعی: اکنون که تمایل تو به کسی غیر از ما پیدا شده، دیگر حساب شما با ما هیچ معنا ندارد و ارتباط ما قطع شده است.
تو با حریف خویش بشادی نشین که ماتن در زدیم و صبر بدل برگماشتیم
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و همراهانت شاد باش و لحظاتی خوش بگذران، زیرا ما در شرایط دشوار هستیم و صبر و بردباری را انتخاب کردهایم.
آنگه که برگزیدی ما را زدیگرانما ماتم وجود خود آن روز داشتیم
هوش مصنوعی: زمانی که تو ما را از دیگران انتخاب کردی، ما در آن روز به خاطر وجود خودمان سوگ میگرفتیم.
بربود روزگار بقهر از بر منتآری ز روزگار همین چشم داشتیم
هوش مصنوعی: زمانه با قهر و غضب از کنار ما رفت، حالا به جز همین نگاه به روزگار، چیز دیگری نداریم.