شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره یادگیری و جستجوی عواطف و احساسات است. شاعر میگوید که برای یادگیری وفا و محبت، باید از محبوبش بیاموزد یا از جفاهای او درس بگیرد. او میخواهد پردهها را کنار بزند تا دیگران نیز زیباییهای معنوی را بیاموزند. شاعر در تلاش است تا با به اشتراک گذاشتن تجربهها و احساساتش، دیگران را به درک عمیقتری از عشق و وفا برساند. در نهایت، او به گفتگویی با محبوبش میپردازد و از او میخواهد تا طرق یادگیری این مفاهیم را بیاموزد.
یا ز چشمت جفا بیاموزمیا لبت را وفا بیاموزم
هوش مصنوعی: به من آموزش بده که از چشمانت چطور بیرحمی یاد بگیرم، یا اینکه از لبانت وفاداری را بیاموزم.
پرده بردار تا خلایق رامعنی والضحی بیاموزم
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن تا این مردم را با معنی عمیق صبح روشن آشنا کنم.
تو ز من شرم و من ز تو شوخییا بیاموز یا بیاموزم
هوش مصنوعی: تو به من شرمندهای و من از تو شوخی میکنم، یا اینکه یاد بگیر یا من یاد بگیرم.
بارها چرخ گفت میخواهمکه ز طبعش جفا بیاموزم
هوش مصنوعی: چرخ که به معنای زمان یا سرنوشت است، بارها گفته که میخواهم از ویژگیهای سختگیری و بیرحمیاش درس بگیرم.
پرده عالمی دریده شودگر ازو یک نوا بیاموزم
هوش مصنوعی: اگر تنها یک نوا از او بیاموزم، پردههای عالم را کنار میزنم.
نشوی هیچگونه دستآموزچهکنم تا ترا بیاموزم
هوش مصنوعی: من هیچگونه آمادگی برای آموزش تو ندارم، مگر اینکه خودت بخواهی و آماده یادگیری باشی.
به کدامین دعات خواهم یافتتا روم آن دعا بیاموزم
هوش مصنوعی: به کدامین دعا نیاز دارم و از کجا باید آن را بیاموزم تا بتوانم به زندگیام معنا بدهم؟
از خیالت وفا طلب کردمگفت کو از کجا بیاموزم
هوش مصنوعی: از تو انتظار خواستم که به من وفا و صداقت نشان دهی، اما تو گفتی که از کجا این رفتار را یاد بگیرم.
گفتم آخر نیاییام در چشم؟گفت اول شنا بیاموزم
به او گفتم که چرا در چشمانم نمیآیی؟ گفت اول شنا کردن را به من بیاموز