شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق، زیبایی و آرزوهای شاعر است. شاعر با توصیف معشوق، زیبایی او را به خورشید و ماه تشبیه میکند و بیان میکند که حتی اگر بابت زیباییاش فکر کند، باز هم برایش کافی نیست. او همچنین به شیرینی لبهای معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که فکر کردن به آنها او را از سایر شیرینیها بینیاز میکند. شاعر اظهار میکند که در عشق خود، جانش را فدای معشوق میکند و در آرزو دارد تا در کنار او باشد. وی به این نکته اشاره میکند که تنها رنگ رخسار معشوق در خاطرش باقی مانده و در نهایت میگوید که نباید برای غم عشق کاری دیگر بیندیشد، چون عشقش او را بر این عقیده پابرجا نگه میدارد.
از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشمیکذره بود کمتر چون از قمر اندیشم
هوش مصنوعی: هر بار که به تو فکر میکنم، نور و درخشش تو برایم مثل خورشید است، اما وقتی به ماه فکر کنم، میبینم که نورش کمتر و ضعیفتر است.
جائی که لبت باشد با انهمه شیرینیاز لعل تو بیزام گر از شکراندیشم
هوش مصنوعی: هر جا که لب تو با آن همه شیرینی وجود داشته باشد، من از زیبایی تو بیزارم، حتی اگر بخواهم به شکر فکر کنم.
گفتی که برافشان سرگر عاشق جانبازیمن بهر نثار تو کی اینقدر اندیشم
هوش مصنوعی: گفتی که برای عشق و فدای تو از جوانمردی و ایثار من برافراز، اما چرا اینقدر به این موضوع فکر میکنم؟
در عشق تو چو نشمعم جان بر سرو سر برکفدعوی کله داری وانگه ز سراندیشم
هوش مصنوعی: من در عشق تو مانند شمعی هستم که جانم در آن سوخته است. سرم را برای تو به دست گرفتهام و در دل میگویم که در عشق تو سردرگم هستم.
در آرزویم آمد کز ساعد خود سازمهرگه که میانت را زرین کمر اندیشم
هوش مصنوعی: در آرزو دارم که هر بار که به تو فکر میکنم، بتوانم از قدرت خود بهره ببرم و کمر من نیز به زیور زرین زینت داده شود.
جز رنگ رخم حقا در خاطرم ارآیدهرگه که من درویش از وجه زراندیشم
هوش مصنوعی: به جز رنگ رخسار من، حقیقتاً هیچ چیزی در یادم نمیماند. هر بار که به تبیین ثروت فکر کنم، خود را درویشی میبینم.
گویم که بعشق از من بیچاره تری باشد؟هم من بوم آن مسکین چون نیک براندیشم
هوش مصنوعی: میگویم آیا در عشق از من بدبختتر هم هست؟ من خودم مانند آن بیچاره هستم وقتی خوب فکر میکنم.
گفتی پس کاری شو تا هست غمت برجایلایق نبود گر من کار دگر اندیشم
هوش مصنوعی: تو گفتی که باید چارهای اندیشید تا غمت همیشه باقی بماند و مناسب نیست که من به دنبال کار دیگری بروم.