شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و دردی که در فراق معشوقش تحمل میکند، سخن میگوید. او هر روز و شب در فکر و اندوه آن محبوب است و حتی در جمع درد کشیدگان، به خاطر عشقش شراب مینوشد. شاعر اشاره میکند که به خاطر این غم، در خود شکایت و ملامت حس میکند و به نوعی از زندگی راضی نیست. او به معشوقش میگوید که زلفهایش دل او را برده و با اشاره به حالت خود، به ناله و دردش ادامه میدهد. در نهایت، حتی تلاشهایش برای رهایی از این غم نتیجهای نداشته و او باز هم به این درد ادامه میدهد.
روز و شب در هجر او غم میخورموانده آن روی خرم میخورم
هوش مصنوعی: من در تمام روز و شب به خاطر دوری او غمگین هستم و تنها به یاد آن چهره زیبایش آرام میگیرم.
در صف دردی کشان درد اوصدقدح خوشخوش بیکدم میخورم
هوش مصنوعی: در میان کسانی که در رنج و درد زندگی میکنند، من در حال نوشیدن شراب لذتبخش هستم و غرق در شادی و خوشحالی به سر میبرم.
این قفاها بین که از دست غمشمیخورم در هجر و محکم میخورم
هوش مصنوعی: به این نکته دقت کن که در پشت چهرهام، از غم او رنج میبرم و در فراقش، باید محکم و استوار باشم.
باغم او صد ملامت میکشمتا نگوئی غم مسلم میخورم
هوش مصنوعی: در دلِ باغ خود، به خاطر تو، بارها سرزنش و انتقاد را تحمل میکنم، تا تو از غم واقعی من باخبر نشوی.
گفتمش زلف تو دل از ما ببردگفت ورجان میبرد غم میخورم؟
هوش مصنوعی: به او گفتم که موهای تو دل ما را ربوده است. او پاسخ داد که اگر جان را هم بگیرد، من غم نخواهم خورد.
او چو چنگم در نوازش میزندمن چو نی مینالم و دم میخورم
هوش مصنوعی: او مثل یک ساز است که با نواختن او، احساسات و عواطف را به خوبی منتقل میکند. من هم مانند نی هستم که در عین نالیدن و ابراز مشکلات، در درون خودم به آرامش و سکوت فکر میکنم.
هم بدم زین بیش نتوان زیستنور دم عیسی مریم میخورم
هوش مصنوعی: اگر از این بدتر شود، دیگر نمیتوانم زندگی کنم، ولی اگر مانند عیسی مریم بدم، مینوشم.
چند توبت کردم ار غم خوردنشمی ندارد فایده هم میخورم
هوش مصنوعی: من چندین بار گفتم که اگر غم خوردن سودی ندارد، بهتر است خودم هم غم نخورم.