شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به عشق و زیبایی است. شاعر از معشوقهاش میخواهد تا زیباییهای خود را نمایان سازد و در دلها شوری برافروزد. او از نور چهرهاش میخواهد که در دنیا تاثیری عمیق بگذارد و به عاشقان شیرینی عشق را بشناساند. همچنین، شاعر از محبوبش طلب میکند که در محبت و وصال شتاب نکند و اگر خیانتی کرده، آن را اعلام کند. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که با لبانش احساسی را به او ببخشد و اگر تأخیری هست، آن را به فردا واگذار کند.
لحظه آن سنبل از گل وا فکنواتشی در پیر و در برنا فکن
هوش مصنوعی: لحظهای گل سنبل را بچین و آتشی بر دل پیرمردان و جوانان برافروز.
پرتوی از نور رخسارت بتابغلغلی در عالم بالا فکن
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات نوری بپاش و شور و شادی را در دنیا منتشر کن.
زاب آن چاه زنخدان چو سیمقطره در نرگس شهلا فکن
هوش مصنوعی: چشم زیبا و دلربا مانند دریاچهای است که جلوهاش همچون نرگسهای سفید و روشن میدرخشد. در این تصویر، زیبایی و لطافت چهره به خوبی مشهود است.
عاشقان را شربت جلاب دهشکری زان لعل در دریا فکن
هوش مصنوعی: به عاشقان نوشیدنی گوارایی بده که بوی شیرینی آن از لعلهای دریا برمیخیزد.
در هوایت ذره سرگشته امآفتابا سایه بر ما فکن
هوش مصنوعی: در عشق تو، همچون ذرهای سرگردان هستم، ای آفتاب! بر ما سایه افکن.
سر همی با ما گران داری چراچون جنایت افکنی پیدا فکن
هوش مصنوعی: چرا خود را بر ما سنگین میکنی و در حالی که گناهی انجام میدهی، خود را پنهان میکنی؟
گرگناهی کرده ام اعلام کنور غباری هست بر صحرا فکن
هوش مصنوعی: اگر گناهی کردهام، آن را به من بگویید و اگر هم بر روی صحرا غباری نشسته است، آن را بزدایید.
با لبت گفتم که بوسی بخش گفتگر شتابی نیست با فردا فکن
هوش مصنوعی: با لبت به تو گفتم که اگر مایل به بوسیدن هستی، عجله نکن و کار را به فردا بسپار.