شمارهٔ ۱۳۸
هوش مصنوعی: این شعر به جدایی و دوری از یار اشاره دارد. شاعر از معشوق میخواهد که برود و او را ترک کند، زیرا بعد از رفتن با او ارتباطی ندارد. او به احساسات خود و بلاتکلیفیاش اشاره میکند و میگوید که دیگر نمیتواند در این جنگ و جدال باقی بماند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که بهتر است یار برود، چون دل و آرامش او در جای دیگری است.
برو ای یار دلارام بروبرو ای یار گلندام برو
هوش مصنوعی: برو ای دوست آرامشبخش، برو ای محبوب زیبا، برو.
بروایدوست که در باقی شدبا توام نامه و پیغام برو
هوش مصنوعی: برو پیش دوستت، که در حال حاضر من با تو هستم، نامه و پیامی را برایش بفرست.
تانگوئی که دگر جنگ کنمکان نه جنگست و نه دشنام برو
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که در جنگ و نزاع نباید زبان به دشنام و فحاشی گشودی، زیرا این رفتار نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه تنها شعلههای کینه و دشمنی را بیشتر میکند. پس سعی کن به جای جنگ و دعوا، با آرامش و دوری از بدگوییها برخورد کنی.
گر تو خود آب حیاتی بمثلبخدا کت نبرم نام برو
هوش مصنوعی: اگر تو خود آن چشمه حیات باشی، دیگر نیازی نیست که نام تو را بر زبان بیاورم.
چندگوئی که نئی پخته هنوزاینچنین گیر منم خام برو
هوش مصنوعی: بسیار نمیگویم که هنوز ناپخته هستی؛ اینگونه که تو به من میچسبی، من هنوز خام هستم، برو!
دل تو هست دگرجا بنوابر ما نیستت آرام برو
هوش مصنوعی: دل تو در جای دیگری است و بر ما آن آرامش را ندارید، بنابراین برو.