تناجی
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۹

سخن بی غرض از من بشنوبر دشمن مشو ایدوست مشو
دشمنان راه بدت آموزندمشنو هرزه دشمن مشنو
با تو امشب ندبی خواهم باختجان زمن بوسه ز تو خصل وگرو
چند گوئی تو که خیزم برومدل من وا ده و برخیز وبرو
این چه شیوه است که بنهادی بازوین چه راهست که آوردی نو
هر بیک چند درآی از در منچند دشنام بده گرم و بدو
گویم ای خام چو کاهم ز غمتگوئی ای سوخته بر من بدوجو