شمارهٔ ۱۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و سوالاتی دربارهی احساسات و روابط عاشقانه مطرح میکند. شاعر از شخصی میپرسد که با وجود زیبایی و عشق، چطور میتواند به این رسوایی دچار شود. او به تناقضات شخصیت و رفتار معشوق اشاره میکند و گرچه از او یاری میطلبد، اما میداند که رفتار وی گاهی ناپسند و سرد است. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که احساسات واقعی خود را نشان دهد و از پنهانکاری دوری کند.
این چه رویست بدین زیبائیوین چه عشقست بدین رسوائی
هوش مصنوعی: چه زیبایی در این چهره نهفته است و چه عشقی در این رسوایی وجود دارد!
گفتی از دست غمم جان نبریآنچنانست که میفرمائی
هوش مصنوعی: تو گفتی که از دست غم من نجات نخواهی یافت، این حالتی است که در آن سخن میگویی.
چون همه قصد بخون ریختنستهان سر و طشت که را میبائی
هوش مصنوعی: وقتی همه در پی افراط و خونریزی هستند، باید مراقب باشی که سر و طشت را به چه کسی میدهی.
نیک یاری تو ولی بدخوئیسخت خوئی تو ولی رعنائی
هوش مصنوعی: دوست خوبی هستی، اما در رفتار بدخلق و سختگیری میکنی، اما زیبایی و جذابیتی داری که قابل توجه است.
دل گشائی چو قبا در پوشیدل ببندی چو دهان بگشائی
هوش مصنوعی: وقتی دل را برای دیگران باز میکنی، مانند آن است که قبا (پوشش) زیبایی به تن کردهای؛ اما زمانی که دلت را میبندی و از بیان احساساتت خودداری میکنی، مانند این است که دهان خود را بستهای و نمیتوانی حرف بزنی.
هیچ با ما سر خلوت داری؟چه حدیثست تو بیش ازمائی
هوش مصنوعی: آیا با ما تنهایی و راز و نیاز داری؟ چه حرفی است که تو از ما بیشتر میدانی؟
تو بر آیینه نهی صد منتپس رخ خویش بدو بنمائی
هوش مصنوعی: تو بر آینه یکصد نعمت میگذاری و سپس چهرهات را به آن نشان میدهی.