شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد و رنجی سخن میگوید که عشق برای او به همراه داشته است. او به سرکشی و بیوفایی معشوق اشاره میکند که منجر به جدایی و هجران شده است. عشق و دوستیهایی که به یاد میآورد، حالا به شکایت و غم تبدیل شده و زندگیاش تحت تأثیر این معشوق قرار گرفته است. در نهایت، شاعر از آن رابطه دیگر هیچ خوشحالی و آرامشی ندارد.
عشق بر من بزیان آوردیکار من باز بجان آوردی
هوش مصنوعی: عشق تو برای من زیان آور بود و با این حال، دوباره روحیهام را زنده کردی.
سرکشی باز گرفتی بر دستمی نگویم که چه مان آوردی
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار خودت و قدرتی که به دست آوردهای، دیگر نمیتوانم در مورد تجربیات خودم صحبت کنم.
آن همه دوستی و آنهمه عهدوه که نیکو بزبان آوردی
هوش مصنوعی: تمامی دوستیها و عهد و پیمانهایی که داشتی، به زیبایی بر زبان آوردی.
دادی از دست سررشته وصلپای هجران بمیان آوردی
هوش مصنوعی: تو از دست دادهای کنترلت را بر وصل، و پای جدایی را به میان آوردهای.
بود فارغ ز شکایت دل ماکار او باز بدان آوردی
هوش مصنوعی: دل ما از درد و شکایت آزاد شده است؛ او به این موضوع آگاهی دارد و ما را به آرامش رسانده است.