شمارهٔ ۱۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دلتنگی شاعر اشاره دارد. او از احساس تنگی ذهن و دلش میگوید و اینکه اگر معشوقش به او نزدیکتر بود، درد و رنج کمتری میکشید. شاعر همچنین از زیبایی معشوق صحبت میکند و اینکه دوری از او باعث غم و اندوهش شده است. در نهایت، اشارهای به تفاوت صلح و جنگ دارد و نشان میدهد که عشق و محبت میتواند بر بحرانها غلبه کند.
دست من اگر همچو دلم تنگ نبودیجز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی
هوش مصنوعی: اگر دلم اینقدر تنگ و ناراحت نبود، دستم هم به جز در آرزوی آن موهای رنگین به چیزی دیگر نمیرسید.
زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندیگرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای تو مانند دهانت چنین محدود نبود، من از آن تنگی جانم بینصیب نمیماندم.
گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیمباشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی
هوش مصنوعی: گفتی که من از تو خجالت میکشم و به همین خاطر کمتر پیشت میآیم، ولی اگر دلیل خوبی برای این کار نداشتم، این عذر هیچ منطقی نداشت.
بس دورفتادیم ازان روی چو ماهتور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی
هوش مصنوعی: ما به شدت از زیبایی تو فاصله گرفتهایم، اگر نظر تو بر این باشد، هرگز غم و اندوهی به فاصلههای دور نمیرسید.
گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لبگردوست رها کردی خود جنگ نبودی
هوش مصنوعی: میگویند که در زمان صلح، بر لبهای گردو مانند بوسه زدی، اما خودت را از جنگ دور کردی.