شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق عشق و درد فراق سخن میگوید. او به صبر و شکیبایی اشاره میکند و میگوید که نمیتواند به تنهایی بر درد جدایی و عشق سختی که به محبوبش دارد، غلبه کند. عشق او به محبوبش باعث میشود که حتی زیباییها و خوشیها نیز به نظرش تلخ بیایند. شاعر به تصویرسازیهای زیبایی از لاله و ماه اشاره میکند که نشاندهندهی عشق و آرزوی اوست، ولی در نهایت از دوری محبوبش رنج میکشد و میگوید که صحبت با او غیرممکن است و این تنهایی او را آزار میدهد. شعر نشاندهندهی تضاد بین زیبایی عشق و درد جدایی است.
ای که در عشق صبر فرمائیمن ندارم سر شکیبائی
هوش مصنوعی: ای کسی که در عشق میتوانی صبر کنی، من دیگر تاب و تحمل ندارم.
بی رخ آنکه جان بدو زنده ستصبر را کی بود توانائی
هوش مصنوعی: بدون وجود محبوب، قلب زنده چگونه میتواند صبر کند و تحمل داشته باشد؟
لاله از شرم اوست سوخته دلماه از رشگ اوست سودائی
هوش مصنوعی: لاله به خاطر زیبایی و جذابیت او به شرم افتاده و دل ماه به خاطر حسادت به او پر از آرزو و yearning است.
گفت با چشمش آفتاب که تیغمن زنم یاتو، هان چه فرمائی
هوش مصنوعی: او با چشمانش به من گفت: "برخی از من بترس، چرا که میتوانم با تیغم به تو آسیب برسانم." حال بگو که چه نظری داری؟
مه در آیینه فلک چو بدیدروی او گفت آه رسوائی
هوش مصنوعی: وقتی ماه در آینه آسمان چهره او را دید، آهی کشید و به رسوایی اشاره کرد.
نخورم خار او که همچون گلهمه بد عهدی است و رعنائی
هوش مصنوعی: من خار محبت او را نمیخورم، زیرا او مانند گلی است که فقط زیبایی و ظاهری فریبنده دارد و در باطن وفادار نیست.
از تو حاصل چونیست جز غم دلاز تو دوری به ارچه زیبائی
هوش مصنوعی: از تو هیچ چیزی جز درد دلم به دست نیاوردم و دوریات، حتی با همه زیباییات، سخت است.
چون محالست صحبت خورشیدماه را نیست به ز تنهائی
هوش مصنوعی: زیرا که امکانپذیر نیست که ماه با خورشید همصحبت شود، بنابراین تنهایی بهتر است.