شمارهٔ ۱۶۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات آشفته و سردرگمی شاعر است که به زیبایی و رفتار معشوق خود اشاره میکند. شاعر از این میپرسد که چرا معشوق با او اینگونه رفتار میکند و از او رنج میکشد. او میگوید که دل او را بدون هیچ دلیلی میگیرد و در عین حال به وفاداری معشوق که او را بیوفا میخواند، اشاره میکند. در انتها شاعر میخواهد بفهمد که چه نیکی از طرف معشوق به او رسیده و خودش چه بدیهایی انجام داده است. این تضاد بین نیات و اعمالشان بازتابدهندهی احساسات عمیق و پیچیده شاعر است.
سخت آشفته جمال خودیورچه نوعیست این زبیخردی
هوش مصنوعی: به خودت رحم کن و نگذار که زیباییات به خاطر بیخردیات آسیب ببیند.
قصد جانم چرا کنی چندیننه بدین شرط دل همی ستدی
هوش مصنوعی: چرا به جان من قصد داری، در حالی که دل من را هم به این شرایط نمیگیری؟
با من این شکل میکنی یا خودبا همه کس چنین ترانه زدی
هوش مصنوعی: تو با من اینگونه رفتار میکنی یا اینکه با دیگران هم همینطور به این شکل صحبت کردهای؟
هر دمم بی وفا همی خوانیراست گفتی هزار بار خودی
هوش مصنوعی: هر لحظه مرا به نفاق و بیوفایی متهم میکنی، و این را هزار بار درست گفتهای که خودت نیز همینگونه هستی.
تا چه نیکی بجای من کردیتا چه کردم بجای تو ز بدی؟
هوش مصنوعی: تا چه اندازه خوبی در حق من کردی، و من چه کارهای بدی در حق تو انجام دادم؟