شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس ناامیدی و بیتوجهی به روزگار سخن میگوید. او میگوید که به دور از زمانه، هیچ چیز برایش شناخته شده نیست و به تقدیرش اعتراض میکند. به این نتیجه میرسد که از زندگی دنیوی بهرهای نبرده و نمیداند چرا در این دنیا مانده است.
از دور زمانه هیچ می ناسایممیگویم و با بخت همی برنایم
هوش مصنوعی: از دور، به حوادث و تغییرات زمانه بیتوجه هستم و همواره با شانس و مقدر خود در حال تلاش و پیشرفت هستم.
چون هیچ نصیبی ز جهان نیست مرااینجا ز چه مانده ام کرا میبایم
هوش مصنوعی: من هیچ بهرهای از دنیا ندارم، پس چرا اینجا ماندهام و به چه دلیلی باید ادامه دهم؟