شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آسمان و تقدیر خود شکایت دارد و از یاری که به او مشغول است سخن میگوید. او از اجل (مرگ) میخواهد که در کار او توقف کند و از بلا و مشکلاتش نجاتش دهد. شاعر به وضوح از وضعیت سخت و دشواری که در آن به سر میبرد، ابراز ناامیدی کرده و از اجل میخواهد سریعتر اقدام کند تا او را از رنج و مصیبت رها سازد.
اکنون که فلک بقصد من بست میانوان یار بخشم و جور بگشاد زبان
هوش مصنوعی: حال که آسمان به نفع من اقدام کرده و یارم با من است، میتوانم سخن بگویم و مشکلاتم را در میان بگذارم.
در کار من ای اجل توقف چکنیبشتاب و مرا ازین بلا باز رهان
هوش مصنوعی: ای مرگ، به من مهلت بده و اندکی صبر کن تا من از این درد و رنج رها شوم.