شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیحالی و خستگی ناشی از زمانه و روزگار گله میکند و آرزو دارد که زمانه یک قطره شراب به او ندهد تا از خماری و دردسرهای زندگی دور باشد. او از خوی بد زمانه و گردشهای مداوم آن شکایت میکند و از خود میپرسد که تا کی باید این وضعیت ادامه یابد.
ما را ندهد سپهر یک جرعه میکو را نبود زود خماری در پی
هوش مصنوعی: آسمان به ما هیچ جرعهای شراب نمیدهد، زیرا در انتظار اثر زودهنگام مستی نیستم.
ای خوی بد زمانه آخر تا چندوی گردش روزگار آخر تا کی
هوش مصنوعی: ای سرنوشت تلخ روزگار، تا کی ادامه خواهی داشت؟