شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات خود نسبت به یارش اشاره میکند که اکنون با دیگران همراه است و این وضعیت دل او را میآزارد. او به زیبایی و جذابیت یارش اشاره میکند و بیان میکند که در چنین شرایطی بزم او رنگین نمیشود. شاعر خود را در مقایسه با یار که مقام و حسن بالایی دارد، در موقعیتی پایینتر میبیند و از او میخواهد که چرا ناگهان از آنها قطع ارتباط کرده است. در نهایت، شاعر به وفاداری و وابستگیهایش نسبت به یار اشاره میکند و از تغییرات پیشآمده در رابطهشان ابراز ناراحتی میکند.
شد یار به اغیار دل آزار مصاحبدیدی که چه شد با چه کسان یار مصاحب
هوش مصنوعی: دوست به کس دیگری دل بسته و باعث آزار من شده است. آیا دیدهای که چه اتفاقی افتاد و او با چه کسانی همنشین شده؟
رنگین شدن بزم من از یار محال استزین گونه که گردیده به اغیار مصاحب
هوش مصنوعی: بزم من هرگز رنگین و شاداب نخواهد شد، چرا که دوستانم به اندازهای در کنار دیگران و دور از عشق من قرار گرفتهاند که این امر غیرممکن است.
من رند گدا پیشه و او پادشه حسنبا همچو منی کی شود از عار مصاحب
هوش مصنوعی: من فقیر و آزادزادهای هستم و او شاه زیبایی است. با وجود کسی مثل من، چگونه میتواند از داشتن چنین دوستی احساس شرم کند؟
یکباره چرا قطع نظر میکنی از مابودیم نه آخر به تو یکبار مصاحب
هوش مصنوعی: چرا ناگهان از ما دور میشوی؟ ما همیشه با تو هستیم و دیگر بار هم میتوانیم همراه تو باشیم.
وحشی شده دمساز سگان سرکویتگردیده به یاران وفادار مصاحب
هوش مصنوعی: دور و برت پر از سگهایی شده که در وفاداری به تو نامهربان نیستند و به جمع دوستان نزدیکت پیوستهاند.