شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت فردی میپردازد که با رفتارها و نگاههایش تأثیر عمیقی بر دیگران میگذارد. هر بار که او میرسد، با حرکات ظریف و جذاب خود دلها را میرباید و از پاسخ دادن به محبتها خودداری میکند. زیبایی او، نه تنها عقل را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه باعث میشود که بقیه بیدریغ از خود گذشت کنند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که این فرد با وجود قدرت تاثیرگذاری که دارد، به طرز غیرقابل مقاومتی از کنار دیگران میگذرد و هیچکس نمیتواند از شر جذابیت او رهایی یابد.
رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشتتواضعی که به ابرو کنند، کرد و گذشت
هوش مصنوعی: او رسید و با حرکت ابروی خود توجه دیگران را جلب کرد و با این کارش به نوعی فروتنی و تواضع نشان داد، سپس از آنجا عبور کرد.
نوازشم به جواب سلام اگر چه ندادتبسمی ز لب نوشخند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: به من سلام کرد، اما او به زبان نیاورد و فقط با لبخندی ملایم عبور کرد.
به جذبهٔ نگهی کز پیش کشان میبردچه صیدها که اسیر کمند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: به خاطر کشش نگاهی که از قبل ایجاد شده است، چه شکارهای زیادی را میگیرد و در دام خود میاندازد و سپس به راحتی عبور میکند.
کرشمهای که جنون آورد تعقل آنبلای دانش صد هوشمند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: آن زیبایی و عشوهای که باعث دیوانگی میشود، عقل را به مصیبت میاندازد و حتی صد نفر با ذکاوت را بیخبر و غافل میکند و میگذرد.
یکی قبول نکرد از هزار تحفهٔ جانبهانه غمزهٔ مشکل پسند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: هیچکس از میان هزاران هدیهای که تقدیم میشود، نتوانست به دلخواه محبوب یک نورنگی که در نگاهش افسونگری دارد، جلب توجه کند و او بیاعتنا گذشت.
که بود این، که ز چشم بدش گزند مبادکه جان بر آتش شوقم سپند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: کسی کیست که از چشم بدش دور نگهداریم و آسیب نبیند؟ چون جانم را بر آتش آرزوها فدای او کردهام و او تنها گذر کرد و رفت.
رسید و باز به اندک ترحمی وحشیزبان شکوه به کام تو بند کرد و گذشت
هوش مصنوعی: رسید و با اندکی احسنت و ترحم، زبانش را به خاطر تو خاموش کرد و از آنجا گذشت.