شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود برای یار صحبت میکند. او میگوید که به کعبه خواهد رفت، اما همیشه یاد یار را با خود دارد. حتی اگر به باغ برود، یاد قامت محبوبش را به یاد خواهد آورد. او احساس میکند که دوری از یار برایش غیرممکن است و اگر یار سفر کند، او نیز از این دیار میرود. شاعر به میکده هم اشاره میکند و میگوید که اگر به آنجا برود، فقط برای ترمیم حال خود خواهد رفت. او در نهایت بیان میکند که اگر در مسیر یار خاک شود، مانند وحشی از آن راه عبور خواهد کرد. بهطور کلی، شعر بیانگر عشق عمیق و تعلق خاطر شاعر به یار است.
به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفتولی به یاد سر کوی یار خواهم رفت
هوش مصنوعی: من به سوی کعبه که مکان مقدسی است میروم، اما در دل و یادم همیشه عشق معشوقهام خواهد بود.
اگر به باغ روم بهر دیدن گل و سروبه یاد قامت آن گلعذار خواهم رفت
هوش مصنوعی: اگر به باغ بروم تا گل و درختان زیبا را ببینم، به یاد قامت آن دختر زیبا نیز خواهم رفت.
جدا ز یار چه باشم درین دیار مقیمچو یار کرد سفر زین دیار خواهم رفت
هوش مصنوعی: در این دنیا چقدر بیمعنا و بیارزش هستم در غیاب یارم. وقتی او این مکان را ترک کند، من هم میخواهم بروم.
مرا به میکده ، ای محتسب رجوعی نیستاگر روم پی دفع خمار خواهم رفت
هوش مصنوعی: من دیگر به میکده نمیروم، ای نگهبان، چون اگر بروم، هدفم فقط دور کردن حال بد ناشی از بیشرابی خواهد بود.
به رهگذارش اگر خاک ره شود سر منکجا چو وحشی از آن رهگذار خواهم رفت
هوش مصنوعی: اگر در مسیری که میگذرد به خاک پایش بيفتد، من که مانند وحشی از آن مسیر عبور میکنم، نمیدانم کجا باید بروم.