شمارهٔ ۱۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به غم و یأس ناشی از فراموشی و بیتوجهی معشوق اشاره دارد. شاعر از این میگوید که با وجود دوری معشوق، او هرگز به یادش نیفتاده و هیچ گونه توجهی به او نکرده است. هرچهقدر که شاعر در انتظار محبت و جواب از جانب معشوق بوده، آن شخص همواره بیاعتنا به این احساسات باقی مانده است. در نهایت، شاعر احساس میکند که اعتمادش به این رابطه بیفایده بوده و این وضع برای او دردناک و ناامیدکننده شده است.
یار دور افتاده مان حل مراد ما نکردمدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد
هوش مصنوعی: دوست ما که از ما دور است خواستههای ما را برآورده نکرد. ما مدتها به یاد او بودیم، ولی او حتی یک بار هم به یاد ما نیفتاد.
مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر استگرچه هرگز یاد ما حوری نژاد ما نکرد
هوش مصنوعی: مجلس ما هر لحظه بهشتی تازه و زیباست، با وجود اینکه هیچگاه یاد ما را حوریها نداشتهاند.
بر سر سد راه داد ما به گوش او رسیدیک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد
هوش مصنوعی: در مسیر برقراری عدالت، صدای ما به گوش او رسید، اما آن ظالم هرگز به فریاد ما پاسخ نداد.
دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاداو گذاری بر دل خاکی نهاد ما نکرد
هوش مصنوعی: دل او زندگیاش را کنار راه او گذرانده، اما او هرگز به دل خاکی ما نگاهی نکرد.
اعتماد ما یکی سد شد به وحشی زین غزلکیست کو سد آفرین بر اعتقاد ما نکرد
هوش مصنوعی: اعتماد ما مانند سدی شده است که مانع ورود وحشی به این غزل میشود. اما این سوال پیش میآید که این سد را کی ساخته و چرا بر باور ما تأثیر نگذاشته است؟