شمارهٔ ۱۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی احساسات و آرزوهایش را بیان میکند. او از لذتهایی میگوید که در جنون عشق تجربه میکند و خوشحال است که زنجیرهای جنون بر پای او سنگینی میکند. او آرزو دارد در عشق، شبی را تجربه کند که پر از شور و شوق باشد و در هر گوشه، داستان عشقش را بازگو کند. همچنین، او احساس میکند که عشقش مانند گلهای لاله درخشان و زجهزننده است و دلش میخواهد این احساسات دیوانهوار را تجربه کند. در نهایت، او به شبهایی اشاره میکند که در آنها افسانههای عاشقانهاش در کنار ماه و یاریاش میچرخند.
خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشدبه هر جا پا نهم از بیخودی غوغای من باشد
هوش مصنوعی: روزهایی را دوست دارم که جنون مرا به زنجیر کشیده باشد؛ چرا که هر جا که بروم، این بیخودی و شور و شوق من همراهم خواهد بود و غوغایی به پا خواهد کرد.
خوش آن عشقی که در کوی جنونم خسروی بخشدجهان پر لشکر از اشک جهان پیمای من باشد
هوش مصنوعی: عشق حقیقی آن است که در حال دیوانگی و جنون، مانند یک پادشاه برای من ارزش قائل شود و تمام دنیا به خاطر اشکهای من در حرکت باشد.
هوس دارم دگر در عشق آن شب زندهداری هاکه در هر گوشهای افسانهٔ سودای من باشد
هوش مصنوعی: من آرزو دارم دوباره در عشق، شبهایی را سپری کنم که در هر گوشهای یاد و داستان عشق من وجود داشته باشد.
خوش آن کز خار خار داغ عشق لاله رخساریجهانی لاله زار چشم خون پالای من باشد
هوش مصنوعی: خوشا آن کسی که در دلش عشق و محبت را احساس کند، چهرهاش مانند گل لاله باشد و دنیا برای او مانند باغی پر از لالهها جلوه کند، چشمانش مانند چشمهای از خون عشق پاک و زلال باشد.
مرا دیوانه سازد این هوس وحشی که از یاریمهی را گوش بر افسانهٔ شبهای من باشد
هوش مصنوعی: این آرزوی سرکش مرا دیوانه میکند، زیرا که محبوب من، در شبهای من، به داستانها گوش میسپارد.