شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از غم و اندوهی که بر او هجوم آورده صحبت میکند. او به درد و حسرت خود اشاره میکند و میگوید که هر ساعت با این غم زندگی میکند. به ابر بهار فرمان میدهد که بر دردش بگرید، چرا که در این فصل زیبا، غم او را میکشد. شبها با افکار غمانگیز و روزها با محنت و دردش مواجه است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این غم و درد او را به شدت تحت فشار قرار داده و گویی منتظر راهی از این وضعیت است، اما هر لحظه بیشتر از انتظارش کمر به قتل او بسته است.
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشدوین غم دیگر که دور از روی یارم میکشد
هوش مصنوعی: غم و اندوه به من هجوم آورده و میدانم که به شدت مرا ناراحت میکند. همچنین این غم دیگری که به خاطر دوری از چهره محبوبم به من فشار میآورد نیز مرا میکشد.
میکشد صد بار هر ساعت من بد روز رامن نمیدانم که روزی چند بارم میکشد
هوش مصنوعی: هر ساعت بارها و بارها به من آسیب میزند، اما من نمیدانم که این روز چندین بار مرا به دردسر میاندازد.
گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهارکاینچنین فصلی غم آن گلعذارم میکشد
هوش مصنوعی: ای ابر بهاری، بر درد و حسرت من اشک بریز، چرا که این فصل غم، جانم را مانند گلی در باغ میآزارد.
شب هلاکم میکند اندیشهٔ غم های روزروز فکر محنت شب های تارم میکشد
هوش مصنوعی: شب به خاطر افکار و نگرانیهای روز، به هلاکت و نابودیم میانجامد. تفکر دربارهٔ مشکلات، شبهای تار و سختیها را برایم به ارمغان میآورد.
گفته خواهد کشت وحشی را به صد بیداد زوددیر میآید مگر از انتظارم میکشد
هوش مصنوعی: فردی با خشونت و بیرحمی قصد دارد تا وحشی را بکشد و این عمل به سرعت انجام خواهد شد. اما این کشتن دیرتر از آنچه انتظار میرفت، به وقوع میپیوندد و به همین خاطر، او در انتظار باقی میماند.