شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عشق و حس تنهایی میپردازد. شاعر احساس میکند که یاران و نزدیکانش در این دوران که عشق و وابستگیهای عاطفی وجود دارد، باعث افزایش آلامش شدهاند. او از افشای دردهایش و اشکهایش در برابر مردم نگران است و احساس میکند که دیگران او را درک نمیکنند. علاوه بر این، درد و جنون او به صورت یک تماشا برای دیگران تبدیل شده و او را همچنان در رنج و عذاب نگه میدارد.
هرکه یار ماست میل کشتن ما میکندجرم یاران چیست دوران این تقاضا میکند
هوش مصنوعی: هر کسی که دوست ماست، به نوعی ما را به سمت نابودی میکشاند. آیا دوستان ما چه گناهی دارند که در این دوره خواستههای ما را برآورده میکنند؟
میکند افشای درد عشق داغ تازهاماین سیهرو دردمندان را چه رسوا میکند
هوش مصنوعی: درد عشق مرا تازه و تازهتر میکند و این کارم باعث رسوایی افرادی میشود که در رنج و درد هستند.
اشک هر دم پیش مردم آبرویم میبردچون توان گفتن که طفلی با من اینها میکند
هوش مصنوعی: هر لحظه اشکهایم پیش دیگران باعث شرمندگیام میشود، زیرا چگونه میتوانم بگویم که فردی همچون یک کودک با من اینگونه رفتار میکند؟
از جنون ما تماشای خوشی خواهد شدنهر که میآید به کوی ما تماشا میکند
هوش مصنوعی: هر کسی که به کوی ما بیاید، از سر جنون و دیوانگی ما، به تماشای خوشیها خواهد نشست.
دم به دم از درد وحشی سنگ بر دل میزندهر زمان درد دلی از سنگ پیدا میکند
هوش مصنوعی: هر لحظه از درد سختی، بر دل آدم فشار میآورد و هر زمان که حالتی از دلشکستگی و اندوه ایجاد میشود، این درد بیشتر نمایان میشود.