شمارهٔ ۲۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از گرفتار شدن دوباره در عشق صحبت میکند و میگوید که دیگر فریب نمیخورد. او به حالتی اشاره میکند که طبیب (مسیحا) خود بیمار شده و دلش را به کسی دیگر سپرده است. شاعر از محبوبش میخواهد که دیگر با چشمغلتهها و ناز و کرشمههایش سعی در دلداری او نکند، زیرا دلش را به شخص دیگری داده است. همچنین اشاره میکند که حتی اگر آزار ببیند، از راحتی او رنج بیشتری را تحمل میکند. در انتها، به خود و محبوبش هشدار میدهد که از درد و جفا دور بمانند تا به اشتباه دیگری گرفتار نشوند.
جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگرمن نه آنم که فریب تو خورم بار دگر
هوش مصنوعی: از دام آزاد شدم و حالا گرفتار دامی دیگر شدهام. من دیگر آن شخصی نیستم که دوباره فریب تو را بخورم.
شد طبیب من بیمار مسیحا نفسیتو برو بهر علاج دل بیمار دگر
هوش مصنوعی: طبیب من خود به بیماری مبتلا شده است و ای مسیحا، به خاطر درمان دل من، به سراغ بیمار دیگری برو.
گو مکن غمزهٔ او سعی به دلداری مازانکه دادیم دل خویش به دلدار دگر
هوش مصنوعی: بگو که نرمی و شیرینی رفتار او نمیتواند ما را دلداری دهد، چرا که ما قبلاً دلمان را به کسی دیگر سپردهایم.
بسکه آزرده مرا خوشترم از راحت اوستگر سد آزار ببینم ز دل آزار دگر
هوش مصنوعی: من آنقدر از آزار و درد و رنج رنجیدهام که حالا دیگر آرامش او برایم دلچسبتر است. اگر درد و رنجی را از دل کسی ببینم، از آن هم رنجیدهتر میشوم.
وحشی از دست جفا رست دلت واقف باشکه نیفتد سرو کارت به جفا کار دگر
هوش مصنوعی: ای وحشی، از دست ظلم و ستم رهایی یافتهای. اما مراقب باش که در آینده زحماتت به خاطر بیوفایی دیگری هدر نرود.