شمارهٔ ۲۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره عشق و رنجهایی که در راه محبت متحمل شده صحبت میکند. او بیان میکند که حتی اگر زهر و مصیبتها از طرف محبوب به او برسد، با اشتیاق آنها را میپذیرد و از لذتهای عشق بهرهمند میشود. شاعر همچنین به تضاد میان تاریکی و روشنی، و خواب و بیداری اشاره میکند و از تلاشهای او در مسیر عشق و محبت میگوید. در نهایت، او تأکید میکند که نباید دشمنی را فراموش کرد و زهرهایی که از دوستانش دریافت کرده را به یاد دارد. در کل، شعر به ظرافت و پیچیدگیهای عشق اشاره دارد.
هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیمزهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم
هوش مصنوعی: هر قطره خونی که تو برای ما نثار کردی، مثل شراب ناب نوشیدیم. زهر تو را با اشتیاق به دوش کشیدیم.
این باب محبت همه اشکال دقیقستما زحمت بسیار در این باب کشیدیم
هوش مصنوعی: این موضوع عشق و محبت دارای پیچیدگیهای زیادی است، و ما در این زمینه تلاش زیادی کردهایم.
دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافتاز ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم
هوش مصنوعی: شب گذشته، از طرف بام خانهای نوری شبیه به نور ماه از تاریکی شب تابید و ما لباسهای خود را به نور ماه آراستیم.
گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریختگشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم
هوش مصنوعی: اگر آهن داغ را در کورهٔ ما بریزند، ما هم تماماً لبهایمان را گرم میکنیم و وقتی که آب بکشیم، تغییر خواهیم کرد.
هر چند خسک بود از او در ته پهلودر بستر از او محنت سنجاب کشیدیم
هوش مصنوعی: هرچند در عمق مشکلات و سختیها قرار داشتیم، اما در عین حال از این وضعیت نیز تجربیات و درسهای مهمی کسب کردیم.
ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویشاز غفلت این بخت گران خواب کشیدیم
هوش مصنوعی: ای چشم نازنین، تو که با وجود این همه بیقراری، از بیتوجهی این شانس سنگین خواب آرامی را گرفتیم.
وحشی نپسندند به پیمانهٔ دشمنآن زهر که ما از کف احباب کشیدیم
هوش مصنوعی: وحشی نمیپسندد که دشمنانشان از پیمانهای که آنها در آن زهر ریختهاند استفاده کنند، چرا که ما این زهر را از دست دوستانمان گرفتهایم.