شمارهٔ ۲۶۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس جدایی و ناامیدی است. شاعر از خداحافظی و ترک دنیایی سخن میگوید که دیگر امیدی به کسی ندارد. او اشاره میکند به این که دلش همچون پرندهای نیست که بعد از پرواز در جایی بنشیند، و این جدایی را از ابتدا اشتباه میداند. همچنین تصویر باغی بهشتگونه را مطرح میکند که اگرچه زیباییاش را میبیند، اما نمیتواند از میوهاش بهرهمند شود. در آخر، شاعر به غفلت طرف مقابل اشاره میکند و میگوید که درد و رنجهایش را دیگران نیز میدانند.
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
هنگامی که ما از سرایی(خانهای) ناامید شویم، دیگر از آنجا کاملا قطع امید خواهیمکرد ، همچنین از هر کسی که ناامید شویم ، دیگر هیچ ارتباطی با او نخواهیم داشت.
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشینداز گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم
هوش مصنوعی: دل مانند کبوتر نیست که به محض پرواز از جایی فرود بیاید. ما وقتی که از جایی جدا میشویم، دیگر برنمیگردیم.
رم دادن صیدِ خود از آغاز غلط بودحالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
فراری دادن شکار از ابتدا اشتباه بود. حالا که تو ما را فراری دادی و ما هم از تو دور شدیم، دیگر نمیتوانیم کاری کنیم.
کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد استانگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم
هوش مصنوعی: کوی تو مانند باغ ارم و بهشت به نظر میرسد، اما ما آن را دیدیم و در عین حال همچنان انگار که ندیدیم.
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشنگر میوهٔ یک باغ نچیدیم، نچیدیم
هوش مصنوعی: باغ بهار زیبا و پر از شکوفه و سرودههای خوش، نمایانگر لذتهای زندگی است. اگر چه از میوههای آن باغ استفاده نکردهایم، اما این موضوع مانع از دیدن زیباییها و شادیهای آن نمیشود.
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافلهان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
هوش مصنوعی: ما از سر تا پا به دعا و درخواست مشغولیم، اما تو غافل هستی. مراقب باش که لحظهای که به هدف میرسیم، نزدیک است.
وحشی سبب دوری و این قسم سخنهاآن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
هوش مصنوعی: دوری وحشی و این نوع حرفها بهانه نیست، ما هم این صحبتها را شنیدهایم.