شمارهٔ ۲۹۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درونی ترین احساسات و اندیشههای شاعر است. شاعر میگوید که او در فراق معشوق خود اشک میریزد و از بیان رازهای درونی خود ابا دارد، زیرا نمیخواهد به کسی خیانت کند. او در انتظار شنیدن صدای معشوقش است و به یاد او در خواب و خیال میافتد. شاعر به وجود معشوق خود اشاره میکند و بیان میکند که چگونه عشق او او را در دنیای خود غرق کرده است. همچنین، او درباره وفاداری و عدم خیانت به عشقش سخن میگوید و تأکید میکند که او هرگز خانه و زندگیاش را برای کسی ترک نخواهد کرد، زیرا به ارزشهای خود پایبند است.
چون طفل اشک پرده در راز نیستماز من مپوش راز که غماز نیستم
هوش مصنوعی: من مانند کودکی که با اشک خود پردهای را کنار میزند، از اسرار باخبرم. از من چیزی مخفی نکن، زیرا من به کسی خیانت نخواهم کرد و رازها را افشا نخواهم کرد.
در انتظار اینکه مگر خواندم شبییک شب نشد که گوش بر آواز نیستم
هوش مصنوعی: من همیشه در انتظار این هستم که شبی صدای زیبایی را بشنوم، اما هیچ شبی پیش نیامده که به آواز گوش نکنم.
بیخود مرا حکایت او چیست بر زبانگر در خیال آن بت طناز نیستم
هوش مصنوعی: چرا بیخود از او صحبت میکنم؟ اگر در خیال آن معشوق زیبا نیستم، پس چه دلیل دارد که این داستان را بر زبان بیاورم؟
در بزم عشق نرد مرادی نمیزدمزانرو که چون رقیب دغا باز نیستم
هوش مصنوعی: من در میکده عشق تلاش نکردم که به دیگران جلوه کنم، زیرا مثل رقیبان نادرست و فریبکار نیستم.
گر ترک خانمان نکنم از برای تووحشی رند خانه برانداز نیستم
هوش مصنوعی: اگر برای تو از خانه و کاشانهام دست نکشم، بدان که من وحشی و بیقرار نیستم که خانهام را خراب کنم.