شمارهٔ ۲۹۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و دردناک شاعر است. او از دلی پرآشوب و طاقت فرسا سخن میگوید که به خاطر محبوبش به وجود آمده است. شاعر به محبوب خود اشاره میکند که اگر به سمت دیگری برود، او دچار حسرت و ناتوانی میشود. همچنین، او از سرنوشت خود شکایت میکند و میگوید که اگر بخواهد از عشقش دور شود، آزار بیشتری را متحمل خواهد شد. شاعر از محبوب میخواهد به او توجه کند و در عذاب عشقش او را رها نکند. در پایان، او به سختی و بیصبری خود در برابر عشق اشاره میکند و میگوید که دیگر هیچ مقاومتی در برابر این احساسات ندارد.
دلی و طاقت سد آه آتشین دارمهمین منم که دل و طاقت چنین دارم
هوش مصنوعی: من دلی دارم که از آتش درد به شدت میسوزد و توانم نیز در برابر این درد زیاد است. این خود من هستم که چنین دل و قدرتی دارم.
نعوذباله اگر بگذری به جانب غیرتو میخرامی و من رشک بر زمین دارم
هوش مصنوعی: اگر از کنار من بگذری و به کسی دیگری توجه کنی، من حسادت میکنم و دل تنگ میشوم.
به راندن از تو شکایت کنم خدا مکنادشکایت ار کنم آزار بیش ازین دارم
هوش مصنوعی: نمیتوانم از تو شکایت کنم، خدا نکند که چنین کنم. اگر بخواهم شکایت کنم، آزار و رنج بیشتری را متحمل میشوم.
محیط جانب من بین و عذر رفته بخواهکه سخت رخش گریزی به زیر زین دارم
هوش مصنوعی: من را در نظر بگیر و از من بخواه که عذر را بپذیری، زیرا من به خاطر برخی مشکلات نمیتوانم به خوبی عمل کنم و از زیر بار مسئولیت فرار میکنم.
مکن تغافل و مگذارم از کمند برونکه صید بیشهٔ بسیار در کمین دارم
هوش مصنوعی: مراقب باش و از زیر چشم من نرو، چون من شکارهای زیادی دارم که در انتظار فرصتی مناسب هستند.
بیا بیا که تو از عافیت گریزانیکه من گمان یکی عشق آفرین دارم
هوش مصنوعی: بیا و نزد من بیا، چرا که تو از آرامش و آسایش دوری میکشی. من فکر میکنم که یکی در دلش عشق را پرورش میدهد.
کدام صبر و چه طاقت چه دین و دل وحشیازو نه صبر و نه طاقت نه دل نه دین دارم
هوش مصنوعی: من دیگر هیچ صبر و طاقت و ایمانی ندارم، دل و جانم هم آرامش نمییابند.