شمارهٔ ۳۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میپرسد که چه بر سرشان آمده و چرا او از آنها دور شده است. او به دنبال دلیل این تغییر رفتار است و از معشوق میخواهد که بگوید آنها چه خطایی کردهاند که موجب این فاصله شده است. شاعر به احساس نارضایتی و غم عمیق خود اشاره میکند و از بیعدالتیای که بر سر آنها آمده، گلایه میکند. به طور کلی، شعر به تردید، عذاب و سوالاتی درباره روابط انسانی و عواطف میپردازد.
جانا چه واقعست بگو تا چه کردهایمبا ما چه شد که بد شدهای ما چه کردهایم
هوش مصنوعی: عزیزم، بفرما بگو چه چیزی واقعاً پیش آمده که با ما اینگونه رفتار میکنی؟ چه اتفاقی افتاده که اوضاع به این نحو تغییر کرده است و ما چه کاری انجام دادهایم که به اینجا رسیدهایم؟
آیا چه شد که پهلوی ما جا نمیکنیاز ما چه کار سر زده بیجا چه کردهایم
هوش مصنوعی: چرا دیگر نزد ما نمینشینی؟ چه چیزی باعث شده که اینگونه رفتار کنی و از ما دور شوی؟ ما چه خطایی کردهایم که چنین شده است؟
بندد کمر به کشتن ما هرکه بنگریمچون است ما به مردم دنیا چه کردهایم
هوش مصنوعی: هر کسی که به ما نگاه میکند، با خود فکر میکند که ما چه اشتباهی در حق مردم این دنیا کردهایم که اینگونه رنج میبریم و به سختی در حال تنش هستیم.
وحشی به پای دار چو ما را برند خلقاز بهر چیست این همه غوغا چه کردهایم
هوش مصنوعی: وقتی ما را به پای دار میبرند، مردم به خاطر چه چیزی این همه هیاهو و سر و صدا کردهاند؟ ما که کار بدی نکردهایم.