شمارهٔ ۳۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دعوت به جشن و شادمانی پرداخته و از برپایی میهمانی و نوشیدن شراب سخن میگوید. او از افرادی که در بزم حاضرند میخواهد تا از نیکویی و وفا صحبت کنند و در این حال، به شخصی که در قفس نیست و آزاد است، وعده دانه میدهد. شاعر همچنین به رابطه دوستی و بازیهای کودکانه اشاره کرده و اهمیت شادی و نشاط را در میان دوستان یادآور میشود. او به نوعی به سرزنشها و خجالتها اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که باید بیخیالی و خوشگذرانی را در جمع دوستان و در فضای شاد جشنواره زندگی تجربه کرد.
صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه دهبنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده
هوش مصنوعی: دستگاه شادی را آماده کن و ترتیب جشن و شادمانی را بده. بنشین و دیگران را نیز بنشان. برای خود و دیگران شراب آماده کن و پیمانه پر کن.
نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعیمرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده
هوش مصنوعی: اگر در جمع و میخوارگی وفاداری را بگویید، فقط ممکن است با وعدههای فریبنده کسی که در قفس نبوده را به دام بیندازید.
تا گرم گردد هر زمان هنگامهای در کوی توطفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده
هوش مصنوعی: تا هر وقت که دلشوره و شورو هیجان در کوچه و خیابان تو بوجود آید، فرزندانت در حال بازی با عشق و محبت، باید زنجیر این دیوانگی را بپوشند.
با لاابالی مشربان خوشبر سر میدان درآدستار را آشفته کن تابی بر آن رندانه ده
هوش مصنوعی: با حالت بیخیالی و شوق، به میدان بیا و به هم ریختن موهایت ادامه بده تا به آن حالتی شورانگیز و جذاب برسی.
گر پیش او گشتی خجل سهل است این خفت بکشوحشی شکایت تا به کی تخفیف این افسانه ده
هوش مصنوعی: اگر در حضور او شرمنده شدی، نگران نباش، این را تحمل کن، وحشی، تا کی میخواهی از این داستان شکایت کنی؟ کمی از این افسانه کم کن.