شمارهٔ ۳۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از طرف مقابلش میخواهد که به جای حرف زدن درباره آزار و درد او، خود او را آزار دهد. او اشاره میکند که رقبایش در موردش زیاد صحبت میکنند اما هیچ کس به حرفهایش توجه نمیکند. شاعر از بیتوجهی طرف مقابل ناراحت است و میگوید که در طول عمرش هیچگاه حال خود را به او نگفته و حالا که دیگر نمیتواند به درستی صحبت کند، تا آن زمان فقط حرفهای بیربط میزند. در کل، شاعر از کم توجهی و بیاعتنایی معشوق به خود شکایت دارد.
بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگوییتو خود آزار من کن از چه با اغیار میگویی
هوش مصنوعی: من به شدت دردم را احساس میکنم و از این که مدام از آزار دیگران صحبت میکنی ناراحت هستم. اگر میخواهی آزارم دهی، چرا به دیگران اشاره میکنی؟
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسینچو من یک حرف گویم، گوییم بسیار میگویی
هوش مصنوعی: رقیبان زیادی هستند که در مورد هر چیز صحبت میکنند و هر یک از آن صحبتها را تحسین میکنند. اما وقتی من تنها یک حرف بزنم، میگویند که من زیاد صحبت میکنم.
تغافل میزنی گر یک سخن صد بار میگویمو گر گویی جوابی روی بر دیوار میگویی
هوش مصنوعی: اگر تو بیتوجهی کنی و توجهی به حرفهای من نداشته باشی، هرچقدر هم که من سخن بگویم، تو باز به طوری پاسخ میدهی که انگار به دیوار صحبت میکنی.
حدیث غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرمپس از عمری که حرفی با من بیمار میگویی
هوش مصنوعی: من از حرفهای دیگران گلهمندم و به خاطر غیرتم زودتر میروم، بعد از مدتی که حتی یک کلمه هم با من نمیگویی.
نگفتی حال خود تا بود یارای سخن وحشیمگر وقتی که نبود قوت گفتار میگویی
هوش مصنوعی: تو هیچگاه حال خود را نمیگفتی، مگر زمانی که توان صحبت کردن را نداشتی. وقتی دیگران کنارت نبودند، شاید جرأت پیدا میکردی که حرف بزنی.