رباعی شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از جدایی معشوق میگوید و اینکه جانش به عشق او وادار است. او احساس میکند که با رفتن معشوق، از نور وجودش محروم شده و وداع با او برایش بسیار سخت و غیرقابل تحمل است. شاعر به شدت مشتاق است که بدنش بتواند با این جدایی کنار بیاید، اما احساس میکند که این امکان بسیار دشوار است.
ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاعرفتی و جدا زان رخ خورشید شعاع
هوش مصنوعی: ای جان و تن من به تو فرمانبردار است و آرزوی تو برای من ارزش و اعتبار دارد. تو همچون شعاعی از خورشید هستی که از من جدا شدهای.
هیهات که جان وداع تن کرد و ندادچندان مهلت که تن شتابد به وداع
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان پذیرفت که جان از بدن جدا شود و فرصت کافی برای بدن نداشته باشد تا با این جدایی وداع کند.