تناجی
ابوالفرج رونی

شمارهٔ ۴

به خدایی که ره معرفتشروز و شب مالک عالم نظر است
در ره او خرد از غول اضلالبا ثبات قدمش در نظر است
چرخ بر درگه او پشت خم استکوه در خدمت او با کمر است
از دو سرهنگ درش خالی نیستنام آن هر دو قضا و قدر است
قدرتش زاد سه فرزند ولیکچارشان مادر و نه شان پدر است
عقل را هر نفس از حضرت اوبی عدد منهی و صاحب خبر است
هر چه بیند دل و چشم از صنعشبه ربوبیت او راهبر است
که به دیدار تو شوقی که مراشرح چندانکه دهم بیشتر است