تناجی
بابافغانی شیرازی

شمارهٔ ۳۹

هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم مافارغ نشین حسود که آسوده‌ایم ما
زخم دل شکسته به الماس بسته‌ایمبر داغ‌های سینه نمک سوده‌ایم ما
آب حیات در نظر و مهر بر دهانآیینه در برابر و ننموده‌ایم ما
یک‌رو و یکدلیم اگر نیک و گر بدیمقلب سیه به حیله نیندوده‌ایم ما
کمتر ز هر کمیم و کم از کمتریم همبر خود هزار بار نیفزوده‌ایم ما
خود را چنانکه هست به مردم نموده‌ایمهرجا که بوده‌ایم چنین بوده‌ایم ما
دم در کشیده‌ایم فغانی ز نیک و بددر هر فسانه باد نپیموده‌ایم ما