شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حقیقت وجود و احساسات خود اشاره میکند. او میگوید که هرگز به خوشی و آرامش بدون زحمت نرسیده و از حس حسادت دور است. دل شکستهاش را به زیبایی و الماس تشبیه کرده و به زخمهایش نمک میزند. در عین حال، زندگی را با حیات و مهر مقایسه کرده و خود را بیریا و راستگو معرفی میکند. شاعر همچنین به سادگی و حقیقت وجود خود اشاره دارد و بر عدم فریبکاری و نمایشی بودنش تأکید میکند. به طور کلی، او خود را عمیقاً انسانی صادق توصیف میکند که در شادی و اندوه، همان است که هست.
هرگز نظر به کام نیالودهایم مافارغ نشین حسود که آسودهایم ما
هوش مصنوعی: ما هرگز به سراغ خواستههای آلوده و ناپسند نرفتهایم و به حسودان نشان میدهیم که در آرامش و بیخیالی زندگی میکنیم.
زخم دل شکسته به الماس بستهایمبر داغهای سینه نمک سودهایم ما
هوش مصنوعی: ما درد و زخم دلهای خود را نهان کردهایم و بر غمهایمان، با دلسوزی و شعف برخورد میکنیم.
آب حیات در نظر و مهر بر دهانآیینه در برابر و ننمودهایم ما
هوش مصنوعی: در نگاه ما، زندگی و عشق وجود دارد و مانند آینهای که در برابر ماست، هنوز نتوانستهایم آن را به تصویر بکشیم.
یکرو و یکدلیم اگر نیک و گر بدیمقلب سیه به حیله نیندودهایم ما
هوش مصنوعی: ما همیشه صادق و یکدلی هستیم، چه کار نیک انجام دهیم و چه کار بد. هرگز قلبهای تیره را به فریب نیالودهایم.
کمتر ز هر کمیم و کم از کمتریم همبر خود هزار بار نیفزودهایم ما
هوش مصنوعی: ما به اندازهای کم هستیم که حتی نمیتوانیم به این کم بودن خود اضافه کنیم.
خود را چنانکه هست به مردم نمودهایمهرجا که بودهایم چنین بودهایم ما
هوش مصنوعی: ما خود را به همان صورتی که هستیم به مردم نشان دادهایم و در هر جایی که بودهایم، همینگونه بودهایم.
دم در کشیدهایم فغانی ز نیک و بددر هر فسانه باد نپیمودهایم ما
هوش مصنوعی: ما در زمان دم کشیدن، صدای نیک و بد را در هر داستانی شنیدهایم، اما باد هیچگاه ما را نپیموده است.