شمارهٔ ۹۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شب و زیباییهای لاله و گل اشاره میکند و از احساسات عمیق خود نسبت به عشق و معشوق میگوید. او با ابراز اینکه چشمانش از زیباییهای معشوق پر شده، به حال عاشقانی که در جستجوی عشق هستند اشاره میکند. شاعر همچنین بیان میکند که حرفهای عاشقانه در جمعهای خاصی شنیده میشود و این مجالس پر از ذکر معشوق است. او اشاره میکند که دیگر نمیتواند از کوی معشوق دور شود و حالتی از مستی و دیوانگی در میان انسانها حاکم است. در نهایت، او هشدار میدهد که باید مراقب مستی و افسانهها بود چون دنیا پر از راز و رویدادهای عاشقانه است.
باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدستوز آب دیده کلبه ی ویرانه پر شدست
هوش مصنوعی: امشب خانهام پر از گل و لاله است و از اشکهایم، کلبهای که خراب شده نیز پر شده است.
چندان بنرگس تو نظر باختم که بازچشم ودلم ز عشوه ی مستانه پر شدست
هوش مصنوعی: من آنقدر به زیبایی تو نگاه کردهام که اکنون چشم و قلبم از زیباییهای دلبرانهات پر شده است.
عاشق چگونه یک نفس آشنا زندچون مجلس از حکایت بیگانه پر شدست
هوش مصنوعی: عاشق چگونه میتواند یک لحظه با محبوب خود صحبت کند، در حالیکه مجلس و محیط پر از داستانهای بیگانه و غریبه است.
چون ذره عاشقان نگرانند، شمع منرخساره برفروز که پروانه پر شدست
هوش مصنوعی: ذرههای عاشق بیتاب و نگرانند؛ ای شمع، چهرهات را روشن کن، زیرا پروانه به دور تو در حال چرخش و پرواز است.
شبها بزخم تیغ نرفتم ز کوی توامروز چاره نیست که پیمانه پر شدست
هوش مصنوعی: در شبها به خاطر زخمهای دلی که از جدایی تو داشتم به کوی تو نیامدم، اما امروز دیگر چارهای ندارم چون که به آخرین حد صبر رسیدهام و دل سیاه شدهاست.
از بسکه جاودان تو بردند عقل و دینروی زمین ز مردم دیوانه پر شدست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه همهی حقیقت و زیباییهای جاودانه را از انسانها گرفتند، حالا زمین پر شده از دیوانگان و افرادی که از عقل و دین بیبهرهاند.
این حال کس نیافت فغانی مگر بخوابمستی مکن که شهر ز افسانه پر شدست
هوش مصنوعی: هیچکس این حال را نداشت که در خواب و مستی فریاد بزند، زیرا شهر پر شده از افسانهها و داستانها.