شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی دشواریهای عشق و دیدار محبوب است. شاعر از بیقراری دل و مشکلاتی که در راه رسیدن به معشوق وجود دارد صحبت میکند. او اشاره میکند که حتی در میخانه نیز نمیتواند به راحتی از شراب تلخ بنوشد و اینکه دردهایی که در عشق تجربه میشود، گاهی حتی از نیش خار هم بیشتر است. شاعر بیان میکند که بدون جاذبه و کشش نمیتوان جان را فدای عشق کرد و سوالاتی که در دل دارد به سختی پاسخ داده میشود. در نهایت، شاعر میگوید که عشق و فغان از دل، کار بسیار دشواریست و ورود به این دنیای عشق یکباره ممکن نیست.
دل بیقرار و دولت دیدار مشکلستگر خود عنایتی نکنی کار مشکلست
هوش مصنوعی: دل بیقرار لحظهای آرام نمیگیرد و دیدار معشوق هم سخت و دشوار است. اگر خودت لطف و توجهی نداشته باشی، همهچیز دشوارتر خواهد شد.
میخانه یی برون ندهد این شراب تلخکمتر که شرح مسئله بسیار مشکلست
هوش مصنوعی: میخانهای وجود ندارد که بتواند این شراب تلخ را کمتر کند، زیرا بیان کردن این مشکل بسیار دشوار است.
هر دم بدل هزار سنان می رسد ز دوستبا آنکه درد خوردن یک خار مشکلست
هوش مصنوعی: هر لحظه هزاران تیر از دوست به من میرسد، در حالی که تحمل درد یک خار هم برایم سخت است.
تا نیست جذبه یی نتوان کرد جان نثاررفتن بپای خود بسر دار مشکلست
هوش مصنوعی: تا زمانی که کششی وجود نداشته باشد، نمیتوان جان را برای رفتن فدای راه کرد؛ زیرا نگهداری از خود در این حالت دشوار است.
پیش دهان تنگ تو بستم لب از سؤالآری درین معامله گفتار مشکلست
هوش مصنوعی: به خاطر تنگی دهان تو، از پرسش کردن خودداری کردم، زیرا در این موضوع صحبت کردن دشوار است.
از قرص آفتاب عجب نیست کسب نورکاری چنین ز ذره ی دیوار مشکلست
هوش مصنوعی: از نور خورشید هیچ تعجبی نیست که روشنایی میبخشد، اما اینکه ذرهای از دیوار، نور را بگیرد و بازتاب دهد، کار دشواری است.
دل را بیازمای فغانی و عشق ورزرفتن درین محیط بیکبار مشکلست
هوش مصنوعی: دل خود را امتحان کن و در عشق ورزیدن تلاش کن، چرا که در این دنیا یکبار عشق ورزیدن کار آسانی نیست.