شمارهٔ ۳۳۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش درخواست میکند که به او آسیب نرساند و عشقش را مورد بیمهری قرار ندهد. او به تضرع میگوید که در شب، دلش را به خاطر رقبا نبازند و از عذاب عشق نرنجاند. شاعر از معشوقه میخواهد که با زیباییاش او را از مسیر عشق منحرف نکند و به او فرصت دهد. همچنین، او به beauty و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که سیاهی مژههای او باعث عذاب جان او شده است. در پایان، شاعر به جستجوی عشق و روشنایی در زندگیاش اشاره میکند.
برغم من بحریفان می شبانه مکشمسوز جان من و آه عاشقانه مکش
هوش مصنوعی: به خاطر من، ای رقیبان، شبانه مرا نازا مکنید و جانم را نسوزانید، و آه و نالههای عاشقانهام را برانگیخته نسازید.
گذار تا بروم گرد بازی اسبتهوای ره مکن ایشوخ و تازیانه مکش
هوش مصنوعی: بگذار تا بروم، اما در حین راندن اسب به طرف راه نرو و مرا با تازیانه نزن.
ز کاکل تو دل تیره بخت میجویممرو بتاب و سر از من بهر بهانه مکش
هوش مصنوعی: از موهای تو، دل ناامید من را جستجو میکنم. ای معشوق، بر من نتاب و بهانهای برای دوریام ایجاد نکن.
سیاهی مژه ات موجب هلاک منستبناز سرمه در آن چشم آهوانه مکش
هوش مصنوعی: زیبایی مژههایت باعث ویرانی من شده است، پس نکن که سرمه را در چشمان زیبا مانند آهوان بمالی.
فروغ بزم فغانی بود ز شعله ی دلبگو چراغ درین تنگنا زبانه مکش
هوش مصنوعی: در جشن و سرور، صدای شاداب و دلنشینی از شعلههای دل بر میخیزد. اما در این تنگنا و محدودیت، نکنید که چراغ را خاموش کنید.