شمارهٔ ۴۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به احوالات عاشقانی میپردازد که با معشوق خود دچار درد و جدایی هستند. شاعر از معشوق میخواهد که با روی خوش و نیکوییاش آنها را آزرده نکند و به دلشان بیشتر جفا نکند. او به زیبایی گل اشاره میکند و از معشوق میخواهد که از خودخواهی پرهیز کند. شاعر ابراز میکند که دلش از جدایی رنج میبرد و نمیخواهد حرفهایی بزند که دوباره او را آزار دهد. در نهایت، شعر بر این نکته تأکید دارد که عشق و زیبایی نباید به ویرانی و درد منجر شود و معشوق نباید با جاذبههایش، دل عاشق را بیجا بیازارند.
ای ز جان شیرین تر آغاز ترش رویی مکنبا چنان روی نکو بنیاد بد خوبی مکن
هوش مصنوعی: ای کسی که برایم از جان عزیزتری، تو با چهرهی ناخوشایندت آغاز مکن، زیرا با چنین چهرهی زیبایی، کار بد و نیک را نکن.
ما به آب دیده و خون دلت پرورده ایمسرمکش ای شاخ گل از ما و خودرویی مکن
هوش مصنوعی: ما تحت تاثیر احساسات و تجربههای سختی که داشتیم رشد کردهایم، ای گل زیبا، زیادهخواهی نکن و در طلب بیشتری نباش.
چون نمی جویی دلم را کز جفا آزرده ییسرو من جان دگر اظهار دلجویی مکن
هوش مصنوعی: چون به دلم توجه نمیکنی و با بدرفتاریات مرا آزار میدهی، دیگر به خاطر آرامش من خودت را به زحمت نینداز.
یا رب از روی نکو هرگز نبیند روی نیکآنکه می گوید که با عشاق نیکویی مکن
هوش مصنوعی: ای پروردگار، هرگز کسی که میگوید با عاشقان خوب رفتار نکن، نباید چهره نیکو را ببیند، که خودش از زیبایی و خوبی روی نیک محروم است.
بارها گفتی دلت را از جدایی خون کنمجان من این را مگو باری چو می گویی مکن
هوش مصنوعی: تو بارها گفتهای که میخواهی از غم جدایی دل من را به درد و رنج بیفکنی، اما جانم، خواهش میکنم این را نگو. وقتی چنین میگویی، بهتر است اصلاً چیزی نگویی.
در نمی گیرد فغانی با سیه چشمان فسونپیش این شوخان سحرانگیز جادویی مکن
هوش مصنوعی: صدای ناله و فغان با چشمهای سیهچرده تاثیری ندارد و جادوگری در پیش وجود این زیبایان سحرآمیز اثرگذار نیست.