شمارهٔ ۴۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و longing خود به معشوق صحبت میکند و از او میخواهد که به زندگیاش روشنایی و امید ببخشد. او از آتش درونش و دلتنگیاش میگوید و میخواهد که معشوق با حضورش، درد و غم را از دلش بزداید. شاعر تصویرهایی از زیباییها و آثار عشق را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد که نگاهی به او بیندازد و در این زمان کوتاه زندگی، دلش را شاد کند. در کل، شعر بیانگر حسرت و آرزویی است که شاعر برای وصال معشوق دارد.
مرو ای همنشین بیرون نگه در آتش من کنچراغ گلخن از داغ دل دیوانه روشن کن
هوش مصنوعی: ای همصحبت من، نرو! در آتش من، چراغی روشن کن و دل دیوانهام را از شدت عشق و درد، روشنتر کن.
برون آ سرو من امشب چراغ حسن بر کردهفضای کوی خود بر عاشقان وادی ایمن کن
هوش مصنوعی: امشب ای سرو زیبای من، نوری از زیباییات بر افراز و فضای مسیر عشق را برای عاشقان امن و دلپذیر کن.
دلی دارم مثال آینه ای طوطی قدسیبیا چون صورت خود یکزمان آنجا نشیمن کن
هوش مصنوعی: من دلی دارم مانند آینهای که میتواند زیباییها را منعکس کند. ای طوطی قدسی، بیا و لحظهای در آن دل من همچون چهرهات آرام بگیر و سکونت کن.
فگندم خار خاری در دل از نظاره هر گلمن دیوانه را بی او که گفت آهنگ گلشن کن
هوش مصنوعی: من در اثر دیدن هر گلی، به خودم میگویم که خارهایی در دل دارم. بدون او، هیچکس به من نمیگوید که به سراغ باغ و گلها بروم.
تو باری ای که ره داری به گرد کعبهٔ کویشدعایی در حق کار من آلوده دامن کن
هوش مصنوعی: تو که به کعبهٔ محبوب نزدیک هستی، دعایی برای من کن و به مشکلات و نامناسبات من رسیدگی کن.
به شام غم مبدل گشت روز کوته عمرمفغانی گر نمی دانی نگاهی سوی روزن کن
هوش مصنوعی: روزهای کوتاه عمرم به غم و اندوه تبدیل شده است. اگر نمیدانی چه بر من رفته، نگاهی به روزن بینداز و ببین.