شمارهٔ ۵۱۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جانفشانی است. شاعر به بیان این نکته میپردازد که عشق واقعی تنها به کسانی که جان خود را در این راه فدای عشق کردهاند، تعلق دارد و آنها از این دنیا جاودانهاند. او به درد و آرزوهای عاشقان اشاره میکند و میگوید که نام و نشان چنین افرادی از یاد نخواهد رفت. همچنین، او به اهمیت ذکر و معرفت در عشق اشاره دارد و بیان میکند که عشق واقعی نیاز به آزمایشی عمیق دارد. در نهایت، شاعر از معشوق خود (شاه عاشقان) میخواهد که در لحظهای خاص بر سر سفره قرب بیاید و بر جانباختگان عشق رحم کند.
جان شهید عشق بجانان سپرده بههر زنده یی که کشته او نیست مرده به
هوش مصنوعی: جان عاشق به معشوقش سپرده شده و هر کسی که در راه عشق کشته شده، هنوز زنده است در دلها.
بی داغ آرزوی تو اصحاب درد رانام و نشان ز صفحه ی هستی سترده به
هوش مصنوعی: بدون اینکه آرزوی تو در دل داشته باشم، درد و رنج دیگران را از زندگی و وجودشان محو کردهام.
از سبحه گر مراد نه تکبیر ذکر اوستگر عقد گوهرست یقین ناشمرده به
هوش مصنوعی: اگر دلیلی برای دعا و ذکر وجود نداشته باشد، چه تفاوتی میکند که برای یادآوری خداوند از تسبیح استفاده کنیم یا به کارهای دیگر بپردازیم؟ اگر دقت کنیم، ارزش و زیبایی وجود ما مانند جواهر است که نمیتواند از یاد برود.
هر کس که جان بدوستی گلرخی ندادنامش میان اهل محبت نبرده به
هوش مصنوعی: هر کسی که به محبت و عشق کسی با چهره زیبا پاسخ ندهد، نامش در میان عاشقان و اهل محبت ثبت نخواهد شد.
فریاد بلبلی که شود گرم ازو گلیدر گوش اهل درد ز وعظ فسرده به
هوش مصنوعی: صدای بلبل زیبا و شاداب که از گل الهام میگیرد، در گوش کسانی که در رنج و درد هستند شنیده میشود، اما این آواز برای آنها چندان تأثیری ندارد و از نصیحتها و پندهای سرد و بیروح خسته شدهاند.
هر جام می که نوش لبی امتحان نکردگر آب زندگی بود آن می نخورده به
هوش مصنوعی: هر لیوان می که نوشیدهای، تا زمانی که لب کسی را امتحان نکردهای، نمیتوانی بگویی که آیا آن می، آب زندگی است یا نه. اگر واقعاً آب زندگی میبود، آن را هیچ وقت نمینوشیدی.
ای شاه عاشقان چو رسی بر بساط قربپایت بخون کشته فغانی فشرده به
هوش مصنوعی: ای پادشاه عاشقان، زمانی که به محفل دلباختگان میرسی، بکوش تا خون عشق را فشرده و با صدای بلند فریاد بکشی.