شمارهٔ ۵۳۲
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از نور الهی که در چهره محبوبش نهفته است سخن میگوید و او را به عنوان آینهای از زیباییها توصیف میکند. هر نگاه به چشمان سیاه او، سرمهای از سیاهی را به همراه میآورد. شاعر اشاره میکند که فقط زیبایی چشمان محبوبش میتواند چنین افسونکننده باشد. روزی که گل روی او خلق شد، به او گواهی داده شد که مه و خورشید به زیباییاش اعتراف کردهاند. هر گلی که تحت تاثیر محبت او باشد، در باغ جهان شناخته میشود. شاعر در نهایت به زاری و غم خود به خاطر دوری از او اشاره کرده و احساساتش را بیان میکند.
ای شمع جمالت اثر نور الهیرخسار دلافروز تو آیینهٔ شاهی
هوش مصنوعی: ای شمع زیباییات، نور الهی در چهرهات تابان است، و چهره دلانگیز تو همچون آینهای است که تجلی شاهی را نشان میدهد.
هر چشم زدن بهر غزالان سیهچشمزان چشم سیه، وام کند سرمه سیاهی
هوش مصنوعی: در هر لحظه به خاطر زیباییهای غزالان چشمان تیره، چشمان سیاه و درخشان این غزالان، رنگ سیاه و جذابیتی را به وجود میآورند.
ای فتنه و آشوب و بلا شیوهٔ چشمتغیر از تو کس این شیوه ندانست کماهی
هوش مصنوعی: تو مالک فتنه و آشوب و بلایی، چشمت تنها شیوهای است که هیچ کس جز تو آن را نمیداند، مانند ماهی در آب.
روزی که گل روی ترا دایره بستنددادند به حُسنت مه و خورشید گواهی
هوش مصنوعی: روزی که چهرهات را با زیبایی احاطه کردند، ماه و خورشید شهادت دادند که تو چقدر زیبا هستی.
هر گل که نه از چشمهٔ مهر تو خورد آبدر باغ جهان نام برآرد به گیاهی
هوش مصنوعی: هر گلی که از عشق تو سیراب نشود، در این دنیا اسم و نشانی نخواهد داشت.
غافل مشو از زاری ما ای گل رعنااین اشک جگرگون نگر و چهرهٔ کاهی
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، از غم و اندوه ما غافل نباش. به این اشکهای دلسوز من و چهرهی پژمردهام نگاه کن.
هر صبحدم از گریهٔ جانسوز فغانیبر ماه زند خون جگر موج ز ماهی
هوش مصنوعی: هر روز صبح با نالهای از دل سوخته و دردناک، فغانی به سوی ماه میفرستد و مانند موج دریا، خون دلش را به نمایش میگذارد.