شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از لحظهی رفتن و پایان زندگیاش صحبت میکند. او به ساقی میگوید که در حالی که مست و آشفته است، از جهان خواهد رفت. او به این نکته اشاره میکند که در زمان ورودش به دنیا، از هیچ چیز خبر نداشت و همینطور خواهد بود که در زمان رفتنش هم به آرامی و بیخبر خواهد رفت.
ساقی قدحی که از میان خواهم رفتآشفته و مست از جهان خواهم رفت
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا تا جامی به من بدهی، زیرا میخواهم به دنیای آشفته و پر از درد و غم بگروم و با حالتی مست از این جهان بروم.
در آمدنم نبود از هیچ خبرآن دم که روم نیز چنان خواهم رفت
هوش مصنوعی: در زمان ورود من به این دنیا هیچ چیز نمیدانستم و وقتی که میروم نیز به همان شیوه خواهم رفت.