تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۴۴

شمع دل من روی چو شمع تو بس استچون روی تو نیست شمع و شاهد هوس است
با ما چو غم تو ساعتی یک نفس استدر حسرت این واقعه بسیار کس است