تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۴۶

بی روی توَم زخویشتن دل بگرفتوز درد توَم زمرد و زن دل بگرفت
از من دل من گرفت [و از دل] من نیزاز سوزش حال دل من دل بگرفت