شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: در این مصراعها، شاعر احساس میکند که دیگر هیچ چیز در وجودش باقی نمانده است. او به این اشاره دارد که صبرش به پایان رسیده و هیچ چیزی از عمرش باقی نمانده است. اکنون بیدار شده و متوجه شده که چیزی از گذشتهاش باقی نمانده است.
در باغ وجودم چو گیاهی بنماندوز لشکر صبرم چو سپاهی بنماند
هوش مصنوعی: در وجود من دیگر چیزی مانند گیاه نمیماند و از صبرم نیز به اندازه یک سپاه چیزی باقی نخواهد ماند.
تا خرمن عمر بود من خفته بدمبیدار کنون شدم که کاهی بنماند
هوش مصنوعی: تا زمانی که عمر من به پایان رسید، در خواب بودم. حالا بیدار شدهام و متوجه شدهام که چیزی از زندگی باقی نمانده است.