تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۱۱۲

گر تازه کنی مرا زسر تا به قدمموجود شدم زعشق تو من زعدم
جانی دارم به عشق تو کرده رقمخواهیش به شادی کش و خواهیش به غم